سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
51
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
عبد الملك تا زمان متوكل همواره يك تلقّى و برداشت از هدف و برنامهء ائمه عليهم السّلام وجود داشته و هميشه خلفا و عمّالشان با يك نگاه به ائمه مىنگريستند و قهرا دربارهء آنان تصميم مشابهى مىگرفتند . اين نكتهء مهمى است كه نمىشود از آن آسان عبور كرد . چرا اينها از زندگى ائمه اينطور برداشت مىكردند ؟ مثلا جمله : « خليفتان يجىء اليهما الخراج » ؛ « 1 » ( آيا خراج را به نزد دو خليفه مىبرند ؟ ) كه دربارهء موسى بن جعفر عليه السّلام يا : « هذا علىّ ابنه قد قعد و ادّعى الامر لنفسه » ؛ « 2 » ( اين على فرزند اوست كه بر جاى او نشسته و براى خود اين امر را ادعا مىكند ) كه دربارهء على بن موسى عليه السّلام مىگفتند و يا جملات مشابهى دربارهء ائمهء ديگر ، همه نشان مىدهد چه ادعاها و داعيههايى را خلفا و دوستان خلفا از زندگى ائمه برداشت مىكردند . اين ، قابل توجه و يكى از آن نكات مهم است . مسئلهء ديگر ، اصرار خلفا بر اينكه امامت را نسبت به خودشان بدهند ، و حساسيت شيعه كه با اين امر مخالفت كنند ، است . مثلا ، به اين نمونه كه نظايرى هم دارد توجه كنيد : « كثيّر » كه از شعراى بزرگ طراز اول دورهء نخستين اموى است ( يعنى ، رديف فرزدق و جرير و اخطل و جميل و نصيب و غيرهم ) شيعه و از علاقهمندان امام باقر عليه السّلام بوده است ، روزى آمد خدمت امام باقر عليه السّلام . حضرت با حال اعتراض گفتند : « امتدحت عبد الملك فقال ما قلت له يا امام الهدي و انما قلت يا أسد و الأسد كلب و يا شمس و الشمس جماد و يا بحر و البحر موات » ؛ « 3 » آيا عبد الملك را ستودهاى ؟ گفت : مگر اى امام هدايت براى او چه گفتهام ، فقط گفتهام : اى شير و شير سگى است و اى خورشيد و خورشيد جمادى است و اى دريا و دريا مردهاى است . بدين ترتيب ، عمل خود را توجيه كرد . حضرت تبسمى كردند و آنگاه كميت اسدى برخاست و آن قصيدهء هاشميهء خود را خواند كه با اين بيت شروع مىشود : من لقلب متيّم مستهام * غير ما صبوة و لا احلام « 4 » ( براى دل مصيبتزده گرفتار جز اشك و خواب چه چيزى است )
--> ( 1 ) . احمد بن على الطبرسى ، الاحتجاج ، تحقيق ، السيد محمد باقر الخرسان ، دار النعمان ، ج 2 ، ص 389 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 49 ، ص 114 . ( 3 ) . المناقب ، ج 4 ، ص 207 . ( 4 ) . همان .